تبليغاتX
یاسر بهاری

یاسر بهاری

یاسر بهاری

مردم دیگه عاشقارو هیچ جا باهم نمیکشن

 

مجنون و لیلا رو میگن هر گز به هم نمیرسن

 

همه به هم دروغ میگن آدما خیلی بد شدن

 

آدما بی وفایی رو  این روزا خوب بلد شدن

 

اما من و تو میدونن  همیشه با هم می مونیم

 

من بتو ثابت میکنم  ما می تونیم  ما می تونیم

 

قطره به دریا میرسه    پاییز به یلدا  میرسه

 

به گوش دنیا میرسه  مجنون به لیلا میرسه

 

مجنون به لیلا میرسه  قلبتو  کلبه کن برام

 

جنونتو  به رخ بکش  من از تو رویامو میخوام

 

به من نگو که سرنوشت چه جوری بازی میکنه

 

بزار که افسانه بشیم این منو راضی میکنه

 

تو همونی که میتونه قصه هارو عوض کنه

 

بذار که آینده  ازین به هم رسیدن حض کنه

 

قطره به دریا میرسه    پاییز به یلدا  میرسه

 

به گوش دنیا میرسه  مجنون به لیلا میرسه

 

مجنون به لیلا میرسه  قلبتو  کلبه کن برام

 

جنونتو  به رخ بکش  من از تو رویامو میخوام

+نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت6:15توسط یاسر بهاری | |

تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نزار

خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم... تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار

+نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت8:47توسط یاسر بهاری | |

 

گل کاشی

باران نور
 که از شبکه دهلیز بی پایان فرو می ریخت
روی دیوار کاشی گلی را می شست
مار سیاه ساقه این گل
در رقص نرم و لطیفی زنده بود
گفتی جوهر سوزان رقص
 در گلوی این مار سیه چکیده بود
 گل کاشی زنده بود
 در دنیایی رازدار
 دنیای به ته نرسیدنی آبی
 هنگام کودکی
 در انحنای سقف ایوانها
درون شیشه های رنگی پنجره ها
 میان لک های دیوار ها
هر جا که چشمانم بیخودانه در پی چیزی ناشناس بود
 شبیه این گل کاشی را دیدم
و هربار رفتم بچینم
 رویایم پر پر شد
نگاهم به تارو پود سیاه ساقه گل چسبید
 و گرمی رگ هایش را جس کرد
 همه زندگی ام در گلوی گل کاشی چکیده بود
 گل کاشی زندگی دیگر داشت
 ایا این گل
 که در خک همه رویاهایم روییده بود
 کودک دیرین را می شناخت
 و یا تنها من بودم که در او چکیده بودم
گم شده بودم ؟
نگاهم به تارو پود شکننده ساقه چسبیده بود
تنها به ساقه اش می شد بیاویزد
چگونه می شد چید
 گلیرا که خیالی می پژمراند ؟
دست سایه ام بالا خیزد
 قلب آبی کاشی ها تپید
 باران نور ایستاد
 رویایم پرپر شد

.

 



 

 

                     

     

                 

 

 

+نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت15:21توسط یاسر بهاری | |

 

+نوشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت18:29توسط یاسر بهاری | |

 

 

وقتي کسي رو دوست داري،حاضري جون فداش کني

حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني

 

 

به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي

رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي

 

 وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه

فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه

 

قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني

خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني

 

حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم

امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم

 

حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو

 

حاضري هر چي دوست نداشت ، به خاطرش رها كني

حسابتو  حسابي از ، مردم شهر جدا کني

 

حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات

به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات

 

وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري

تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري

 

حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دستاش نره

حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره

 

حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر

امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر

 

حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني

بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني

 

حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي

رو دست مجنون بزني ، با غصه هاهمخونه شي

 

حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دست تکون بدن

 

حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن

 

حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت

 

وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري

ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري

 

حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه

به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه

 

حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني

غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني

 

حاضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ

عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ

 

حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني


 پشت سرت هر چي ميگن ، چيزي نگي گوش بكنی

 


حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو
بگيرن

پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن

 

وقتي کسي رو دوست داري ، صاحب کلّي ثروتي

اين گنج خيلي قيمتي نذار كه از دستت بره...

 

یک قلب تویی یک قلب من

واقعا دوستت دارم

قلب من ترک بر داشته که؟؟؟؟؟؟

به خدا دوست دارم

چقدر آوردن آسان است

ولی بردن نه نه نه نه

    

من نیازم با تو بودن

بدون تو بی ارزشم

تمام هستی من تا اخر هستی ارزشم باش

اي جدايي تو بهترين بهانه گريستن           
بي تو  من به اوج حسرتي نگفتني رسيده ام
اي نوازش تو بهترين اميد زيستن

دركنار تو
من ز اوج لذتي نگفتني گذشته ام
خوب  خوب نازنين من
نام تو مرا هميشه مست مي كند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعر هاي ناب
نام تو اگر چه بهترين سرود زندگيست
من تو را
به خلوت خدايي خيال خود
 بهترين بهترين من  خطاب مي كنم
بهترين بهترين من
 

دوست دارم    بهترين بهترين من 

عشق

واسه  اونی که  میدونم دوستش داره

                                          امیدوارم خوشحال بشی

   خیلی دوست دارما        

         

                                                    E

باید بمانی ..باید باشی ..اگر می خواهی زندگی کنم

در قلب من کسی ست

که بی وقفه مرا صدا می کند

هر جا که می روم

هر جا که باشم

او هست

باید باشد

چون روح من او را می خواهد

چون او را می طلبم

چون او در من است

و تنها

اوست که مرا بی وقفه

صدا می زند.


تنهایی چقدر سخته

                                                                             

 

یه روز ازم پرسید که چرا اینقدر غمگینی؟

 

منم بهش گفتم که عاشق شدم.

 

گفت آیا عشق شیرین است؟

 

گفتم بله...شیرین تر از زندگی.

 

گفت چرا تنهایی؟گفتم ویژگی عاشقاست.

 

گفت لذت تنهایی در چیست؟

 

گفتم فکر به او وخاطرات او.

 

گفت چرا می روی؟گفتم برای اینکه او هم رفت.

 

گفت دلت کجاست؟گفتم پیش او.

 

گفت قلبت کجاست؟گفتم او با خودش برده؟

 

گفت پس حتما خیلی بی رحم بوده؟

 

گفتم نه. گفت چرا؟

 

گفتم برای اینکه هنوز اونو می پرستم.

اگر خدا بودم می آفریدم

اگر خورشید بودم می تابیدم

اگر باد بودم می وزیدم

تابدانی دوستت دارم

اگر خدا خدا بودی می پرستیدمت

اگر خورشید بودی خود را با پرتوهایت گرم می کردم

تا بدانی دوستت دارم

اونی که همیشه دوستت دارد

در واقع همیشه احساسم این بود


هر کی بدون نظر از این وبلاگ بره

دیگه گفته باشم که کامبیوترش ویروسی میشه آآآآآآآآآآآ

باور نمی کنید؟

امتحان کنید.


چقدر سخته

توی چشمای کسی که قلبتو بهش دادی

و به جاش یه زخم همیشگی به دلت داده

زل بزنی و به جای اینکه لبریز از نفرت بشی

حس کنی که هنوزم دیوونشی و دوسش داری

چقدر سخته که  دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی

که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده

چقدر سخته

که تو خیالاتت ساعات ها با هاش حرف بزنی

ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی

چقدر سخته

که وقتی پشتت بهشه دو نه های اشک گونه ی تو خیس کنه

اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز........


اشك

 من به مردی وفا کردم و او                               پشت و پا زد به عشق و امیدم

  هر چه دادم به او حلالش باد                           غیر آن که دل مفت بخشیدم

  دا من کودکی سبکسر بود                             خود ندانم چگونه رامش کرد

  او که می گفت دوستت دارم                          پس چرا از زهر غم به جامش کرد

  باز هم می توان به گیسویم                           چنگی از روی عشق و سستی زد

 باز هم می توان در آغوشم                              پشت پا بر جهان هستی زد

  ز آنچه دادم به او مرا غمی نیستد                    حسرت و اضطراب ماتم نیست

  غیر از آن دل که پر نشد جایش                        به خدا چیز دیگه کم نیست

  او که از من برید و ترکم داد                              پس چرا چس نداد آن دل را

  وای بر من که مفت بخشیدم                           دل آشفته حال غافل را

چرااااااااااااااااا هیچکی به من نظر نمی ده؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کم کم دارم ناامید میشم

با نظراتتون امیدوارم کنید

منتظر نظراتتون هستم دوستای گلم

موفق باشید

 


 

 

از پاکی آب برایت خواهم گفت
که تو چون آب پاک و روان هستی و
زلال
آری تمام عمر با تمام وجود می گویم
تا ابد تا همیشه
دوستت دارم
آه
نمی دانم چرا اشک دوست داشتنی است
اشکهایم
نگاه مرا تار ساخته اند
نترس
خیلی دوستت دارم
تو عزیز دلمی

همه چیزبرای من وتو میشکفد:واولین اندیشه جهان فقط میتواندازآن

ماباشد.ماعاشقیم وبهشت برای ماآفریده شد.فقط برای من وتو

دوستان ازحسن انتخاب شما سپاسگذارم امید است زندگی پر ازعشق

وعشق و...داشته باشید

+نوشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت2:32توسط یاسر بهاری | |